![]() |
![]() |
|
| فقط با تو............ |
|
وقتی «غزلِ» چشمهات با هیچ «قافیه»ای جوور نمیشود، دیگر نگو چرا «سپید» مینویسیاَم! ……………………………………………… این جاده چهقدر چاله، چهقدر دست انداز دارد! مگر به اَخم بدرقهاَم کردهای امروز؟! ……………………………………............
مرا بهخودت گِرِه بزن مثل سنگی به پای اهلِ غرق! تا تَهِ دریا همپات میآیم …………………………………………... تمامِ سرنوشتم یک درخت وُ چند لکه ابر بود در فنجانی واژگونه از قهوه ی چشم هات . * هرگز ننوشیدمت ! ................................................... هرجا برسم روی زمین می خوابم، کولی وار. شاید از آن جا گذشته باشی ………………………………….........
نستعلیق چشم هات کار کدام خوشنویس است این طور که جذبه اش برق از سه فازم پرانده است؟! ……………………………………….
د.ن1: این پست باز از اس ام اس های نامزد جون استفاده کردم.... د.ن2: این روزها عجیب دلتنگ هستم چرا؟؟ نمیدونم؟ منم همین الان این اس ام اس و براش فرستادم: بهار و این همه دلتنگی؟!! نه ، شاید فرشته ای فصل ها را به اشتباه ورق زده... فعلا" که ازش جوابی نیومده... مشغول کار سرش تو کارخونه گرم... د.ن3: باز که هوا سرد شده ، این هوا هم قاط زده به خدا... آوردیم بخاری ها رو دوباره نصب کردیم د.ن4:کم مونده به سالگرد ازدواجمون... آخی 1 سال داره تموم میشه... چند روزه فکرم و مشغول کرده که برای نامزد جون چی بخرم... آخه برای پسر به غیر از پیراهن و شلوار چی هست که بخرم؟؟!!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط السانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
میخواهم
مچاله و خیس در آغوشت بمانم...! از پهن شدن بر بند خاطرات بیذارم... |
|
RSS
|